توسعه نرمافزار فعالیتی است که از نوآوریهای فناوری استفاده میکند و نیازمند سطح بالایی از دانش در زمینههای مختلف است.
هر پروژه توسعه نرمافزار شامل عناصری از عدم قطعیت است که منجر به ریسکهای پروژه میشود. موفقیت ایجاد یک راهحل فناوری اطلاعات تا حد زیادی به مدیریت ریسک بستگی دارد.
برای یک کافی نیست مدیر پروژه صرفاً آگاهی از خطرات برای دستیابی به یک نتیجه موفق. خطرات باید شناسایی، ارزیابی، ثبت، اولویتبندی و مدیریت شوند. در این مقاله، بررسی خواهیم کرد که چرا خدمات کشف محصول نرمافزاری برای کیفیت مهم هستند.
هدف اکثر پروژههای مهندسی نرمافزار، ارائه ارزش به کاربران است که معمولاً از طریق ویژگیهای جدید، افزایش بهرهوری یا نوآوریها انجام میشود.
مدیران پروژههای نرمافزاری موافق خواهند بود که جستجوی چنین فرصتهایی با ناشناختهها همراه است. از آنجایی که ریسکها در همه پروژههای نرمافزاری وجود دارند، ضروری است که ذینفعان با جدیت برای شناسایی، درک و کاهش هرگونه ریسکی که موفقیت پروژه را تهدید میکند، تلاش کنند.
کلید موفقیت برای اکثر پروژههایی که محدودیت زمانی و هزینه دارند، ... مدیریت متمرکز بر کاهش ریسک (و همچنین ایده محصول رقابتی، برنامهریزی استراتژیک و بازخورد کاربر).
این عوامل را میتوان با یک کشف جامع قبل از توسعه محصول نرمافزاری حذف کرد.

ریسک در توسعه نرمافزار چیست؟
به طور ساده، ریسک یک مشکل بالقوه است. این یک اقدام یا رویدادی است که میتواند موفقیت یک پروژه را به خطر بیندازد.
ریسک، فرصتی برای متحمل شدن ضرر است و میزان کلی ریسکپذیری یک پروژه خاص، هم احتمال و هم بزرگی ضررهای بالقوه را در نظر میگیرد.
مدیریت بحران به ندرت مؤثر است. شناسایی و تجمیع ریسک تنها روشهای پیشبینیکننده برای تعیین احتمال وقوع رویدادهای برنامهریزی نشده یا غیرقابل قبول در یک پروژه توسعه هستند.
این موارد شامل خاتمه پروژه، وقفهها، تأخیر در برنامه، تخمین کمتر از حد هزینه و افزایش بیش از حد منابع پروژه میشود.
مدیریت ریسک چیست؟
مدیریت ریسک به معنای مهار و کاهش ریسکها است. اولاً، شما باید آن را شناسایی و برنامهریزی کنید. ثانیاً، باید تمایلی برای اقدام در هنگام وقوع ریسکها وجود داشته باشد و با تکیه بر تجربه و دانش کل تیم، تأثیر آنها بر پروژه را به حداقل برساند.
مدیریت ریسک شامل فعالیتهای زیر است:
- شناسایی ریسکها و عوامل محرک آنها.
- همه ریسکها را طبقهبندی و اولویتبندی کنید.
- برای به حداقل رساندن ریسک، برنامهای بریزید.
- نظارت بر محرکهای ریسک در طول یک پروژه.
- در صورت وقوع هرگونه خطر، اقدامات کاهشی را انجام دهید.
- بهروزرسانی وضعیت ریسکها در طول پروژه.

شناسایی و طبقهبندی ریسکها
بیشتر پروژههای توسعه نرمافزار به دلیل مشکلات بالقوه زیادی که میتوانند ایجاد شوند، ریسکپذیر هستند. تجربه از پروژههای دیگر میتواند به مدیران در طبقهبندی ریسکها کمک کند.
آنچه در اینجا اهمیت دارد، ظرافت یا دامنه طبقهبندی نیست، بلکه تعریف و توصیف دقیق تمام تهدیدهای واقعی برای موفقیت پروژه است. یک طرح طبقهبندی ساده اما مؤثر، تخصیص ریسکها بر اساس حوزه تأثیر است.
پنج نوع ریسک در مدیریت پروژههای نرمافزاری
برای اکثر پروژهها، میتوانیم پنج حوزه اصلی ریسکپذیری را شناسایی کنیم:
۱. فناوریهای جدید و آزمایش نشده.
بیشتر پروژههای نرمافزاری شامل استفاده از فناوریهای جدید هستند. ابزارها، روشها، پروتکلها، استانداردها و سیستمهای توسعه که دائماً در حال تغییر هستند، پروژههای شما را زنده نگه میدارند، اما احتمال خطرات فناوری را نیز افزایش میدهند.
آموزش و دانش در اینجا بسیار مهم هستند و سوءاستفاده از فناوریهای جدید اغلب مستقیماً به شکست پروژه منجر میشود.
۲. الزامات کاربری و عملکردی.
الزامات نرمافزاری، تمام نیازهای کاربر را در رابطه با ویژگیها، عملکردها و کیفیت نگهداری سیستم نرمافزاری پوشش میدهد.
به عنوان یک قاعده، تعریف الزامات یک فرآیند طولانی و دشوار است. علاوه بر این، مشتریان معمولاً الزامات را در طول کشف، نمونهسازی و ادغام تغییر میدهند.
تغییرات در الزامات اولیه احتمالاً کل پروژه را تحت تأثیر قرار میدهد و تغییرات در الزامات کاربر ممکن است الزامات عملکردی را برآورده نکند. این شکستها اغلب منجر به یک یا چند شکست بحرانی در یک پروژه توسعه نرمافزار با برنامهریزی ضعیف میشوند.
۳. معماری برنامه کاربردی و سیستم.
انتخاب پلتفرم، اجزا یا معماری پروژه اشتباه میتواند عواقب فاجعهباری داشته باشد. توصیه میشود متخصصانی را که معماری سیستم مورد نیاز را درک میکنند، به تیم جذب کنید.
این امر شانس تصمیمگیری درست در مورد طراحی و سایر عناصر مهم را افزایش میدهد.
۴. تجربه کاربری.
مهم است که اطمینان حاصل شود که هر طرح مدیریت ریسک، انتظارات عملکرد کاربر و شریک را در نظر میگیرد. معیارها و آزمایش آستانه باید در طول پروژه در نظر گرفته شوند تا اطمینان حاصل شود که محصولات کاری در جهت درست حرکت میکنند.
۵. سازماندهی.
مشکلات سازمانی نیز میتوانند بر نتایج پروژه تأثیر منفی بگذارند. مدیریت پروژه شامل برنامهریزی برای اجرای کارآمد وظایف و ایجاد تعادل بین نیازهای تیم توسعه و انتظارات مشتریان است.
البته، تأمین نیروی انسانی کافی شامل انتخاب اعضای تیم با مجموعه مهارتهایی است که برای پروژه مناسب باشند.
بدون مطالعه و تحلیل اولیه حوزه مورد نظر، خطر بزرگی برای توسعه یک محصول ناکارآمد وجود دارد که توسط کاربران نهایی بدون استفاده باقی بماند یا احتمال بالایی وجود دارد که در بهرهبرداری از آن شکست بخورد.
اولین مرحله یک شرکت معتبر پس از دریافت درخواست توسعه یک محصول نرمافزاری، تعیین اهداف ایجاد آن و فهرست وظایفی است که باید در آینده حل کند.
اگر مشتری شرح اهداف و فهرستی از وظایف را در اختیار شرکت قرار ندهد، شرکت این موضوع را از طریق پرسشنامه به همراه مشتری مشخص میکند. در اینجا چند سؤال وجود دارد که ممکن است در طول فرآیند نظرسنجی از مشتری پرسیده شود:
- هدف از سیستم آینده را چه میبینید؟
- چه مسائلی را باید حل کند؟
- چه فرصتهایی را باید فراهم کند؟
- این باید چه شکلی باشد؟
- آیا محصولات مشابهی را میشناسید؟
- آیا سیستم واحد خواهد بود یا قابل تکثیر؟
- در کدام کشورها اجرا خواهد شد؟
- آیا قرار است با سایر محصولات موجود تبادل داده انجام دهد؟
- چه تعداد کاربر در زمان پیادهسازی و در آینده با سیستم کار خواهند کرد؟
- چه سیستمهایی و چه مدت است که با آنها کار میکنید؟
برای مطالعه کیفی و جامع حوزه موضوع، شرکت ممکن است مستنداتی را که توسط مشتری در مورد فعالیتهای خودکار نگهداری میشود، درخواست کند، به عنوان مثال، این موارد ممکن است:
- قوانین مربوط به مدیریت اسناد؛
- گزارشها و فرمهای گزارشدهی تکمیلشده؛
- شرح وظایف؛
- آییننامههای داخلی، دستورالعملها؛
- مستندات مربوط به حوزه مدیریت کیفیت
یک روش نسبتاً مؤثر برای مطالعه حوزه موضوع، مصاحبه با کارمندان شرکت مشتری نیز هست. گاهی اوقات شرکت توسعه نرمافزار میتواند انتظارات متناقضی را شناسایی کند و البته باید آنها را با هم مقایسه کند و به یک دیدگاه مشترک برسد.
بر اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوریشده، چندین الزام برای محصول نرمافزاری آینده شکل میگیرد: روش پیادهسازی، ویژگیهای طراحی، ماهیت تعامل کاربر، نقشهای کاربر، مدل ذخیرهسازی دادهها و غیره. روش پیادهسازی در شرایط مرجع شرح داده شده است.
خلاصه
توسعه نرم افزار یک فرآیند چند مرحلهای و پیچیده است. مرحله کشف در توسعه نرمافزار بسیار مهم است زیرا به توسعهدهندگان اجازه میدهد خطرات احتمالی را کاهش دهند.
با این حال، توسعهدهندگان باید انتظارات مشتریان را بدانند تا بتوانند این کار را به طور مؤثر انجام دهند. تیم Inoxoft جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات را برای تحقیق در مورد موضوع انجام میدهد.
همچنین تشکیل الزامات برای محصول نرمافزاری و مستندات آن را انجام میدهد. این شرکت دارای یک بخش تخصصی متشکل از تحلیلگران واجد شرایط تحت هدایت طراح ارشد است.



